تبليغاتX
حبیب و محمد بهترین خوانندگان ایران
خانهایمیلآرشیوRss
Search

مکابیز (عشق ممنوع ) 

موضوع: دوشنبه ششم تیر 1384 18:53

سلام بر دوست داران محمد و حبیب و مکابیز

اینم آلبوم قدیمیه مکابیز با نام عشق ممنوع که قرار آلبوم جنجالیش نیز به زودی بیاد شما می تونید آلبوم جدیدش رو از همین جا خریداری کنید

حیفه اگر دانلود نکنید مطمئن باشید پشیمون می شید اگر دانلود نکنید

نام آهنگ

دانلود 

01- عشق ممنوع

  دانلوود

02- فصل من

             دانلوود

03_ناقلای لجباز

دانلوود

04-دروغگو

  دانلوود

05-مسافر

دانلوود

06-نفرین

  دانلوود

07_ اسیر

  دانلوود

08_ فاصله

  دانلوود

0۹_ نگو نه

  دانلوود

۱۰_ گل اندام

  دانلوود

 

پیام بزارید خوشحال می شم!!!!

نوشته شده توسط رضا | لینک ثابت |

متن شعر های آلبوم مرد تنهای شب(Liryk)  

موضوع: دوشنبه ششم تیر 1384 18:37

۱- مرد تنهای شب

من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم
تنهاو غمگین رفته ام
دل از همه گسسته ام
تنهای تنها،غمگین و رسوا
تنها و بی فردا منم
من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم

من مرد تنهای شبم
صد قصه مانده بر لبم
از شهر تو من رفته ام
کوله بارم را بسته ام
بی فکر فردا، با خود و تنها
عابر این شب ها منم
بی فکر فردا، با خود و تنها
عابر این شب ها منم

من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم
من مرد تنهای شبم
صد قصه مانده بر لبم


۲-یاران من

شب من تار و سیاهه پایان نداره
غم من در شهر غربت سامان نداره
مثل یه لاله در این بیابان پرپر شدم من از داغ یاران
هرگز نبارید یک قطره باران روی تن من ای سوگواران
اینجا غمگینم شب در کمینم
یاران من کو یاری نبینم
یاران من نام تان زمزمه هر شب مستی من است
یادتان شوق من و عشقم و هستی من است


۳-شب جدایی

امشب، امشب شب جدایی مونه
بی تو، بی تو دلم تنها می مونه
منم تنهای تنها،میون بار غم ها
تو زیر خاکی و من اسیر دست شب ها
نمی تونم که بمونم بی تو تنها
با اسمت خوندم،چشم برات موندم
تو رفتی وندادی امونم
با چشمات گفتم، تو دستات رستم
اگه تو نباشی نمی خوام بمونم
منم تنهای تنها، میون بارغم ها
تو زیر خاکی و من اسیر دست شب ها
نمی تونم که بمونم بی تو تنها


۴-مادر

مادر بی تو تنها وغریبم
اتاق خالیم بی توچه سرد
مادر، مادر خوب و قشنگم
بدون تو دل من پر درد
فضای خونه بی بویه تو هیچه
صدای تو هنوز اینجا می پیچه
مادر مادر
هنوزم تو دلم تموم قصه هات جوونه
خاله سوسکه دیگه، شعرآشتی مثل قدیما نمی خونه
مادر،مادر، شبا با صدای لالایی های تو خوابیدم
لالایی مادرم حالا نوبت توست،تو بخواب امیدم
مادر، مادر
مادر، مادر


۵- قصه ی روز سیاه

تو اين بيداد هستي شب ميلاد پستي

زمان فاجعه در بحر مستي

نواي همزبوني سرود مهربوني

در اين شبهاي غمگين كي مي خوني

بخون بخون تو برام قصه روز سياه

بخون بخون توي كوچه ها براي نسل تباه

سكوت بشكن بيا

دلخسته ام توي اين ديار

پيغام شادي برام بيار

از نارفيقان گشتيم بيزار

اي خفته در شب برخيز بيدار

من در اين شهر خسته از شب

واي بر من بسته اي لب


۶-نگاهم

هميشه نگاهم
براهت ميشينه
برام رفتن تو
تب آخرينه
بهارم تو بودي
تبارم تو بودي
به من هر چه دادي
دلم را ربودي
ز راهي كه رفتي
كسي بر نگشته
به راهي كه اسمت
رو سنگي نوشته
بهارم تو بودي
تبارم تو بودي
به من هر چه دادي
دلم را ربودي


۷-خرس کوکی(ببار ای برف)

ببارای برف، ببارای برف سنگین بر مزارش
ببارای برف، ببارای برف غمگین بر مزارش
به من میگفت برف را دوست داره
به من میگفت اگه آروم بباره
به من میگفت این برف زمستون
همین که آبشه اونوقت بهاره
ببارای برف، ببارای برف سنگین بر مزارش
ببارای برف، ببارای برف غمگین بر مزارش
به وقت بازی تو برف زمستون
صدای گامهاش وقتی می شد دور
پی او می دویدم توی برفا
به من می گفت ندو لیز زمین ها
بپوشان بستر پاکش به پاکی
بگو با او که من با خرس کوکی
برای خنده هاش دل تنگ گشتیم
بدنبالش همه جاها را گشتیم
ببارای برف، ببارای برف سنگین بر مزارش
ببارای برف، ببارای برف غمگین بر مزارش
به وقت بازی تو برف زمستون
صدای گامهاش وقتی می شد دور
پی او می دویدم توی برفا
به من می گفت ندو لیز زمین ها
بپوشان بستر پاکش به پاکی
بگو با او که من با خرس کوکی
برای خنده هاش دل تنگ گشتیم
بدنبالش همه جاها را گشتیم
ببارای برف، ببارای برف سنگین بر مزارش


۸-شهلای من

سر داده در سکوتی،آوای بی نوایی
پیچد در آسمانها ناله های جدایی
گوید به من دل من، تا کی در انتظاری
دیگر نمی آید باز، فریاد ز بی وفایی
نمانده غم گساری، نمانده آشنایی
ماندم دراین تنهایی، ماندم در انتظارت
شهلا چه بی وفایی
شهلای من کجایی، شهلا چه بی وفایی


۹-غم

با بمون هميشه كه زندگاني بدون چشمات برام نمي شه

بي تو تنهاي تنهام تب جدايي با قلب تنهام سنگ است و شيشه

عشقي كه با تو داشتم

بي بودن تو مثل عذابي ديرينه مي شه

غم با تو نبودن مثل غروب سرد زمستون

تاريك و سرده منو نرنجون

بيا با هم بمونيم مثل كبوتر از خونه بيرون

بيا با هم بخونيم شاد و خرامون

بمون تا زير بارون زار و پريشون تنها نمونيم

بارون ويرون داري با هم كه باشيم از سوز وسرما بيرون مي مونيم


۱۰-خواب سرخ بوسه ها



رفتي و از رفتن تو

قلب آيينه شکسته

کوچه ها در خلوت شب

پنجره ها همه بسته

آسمان خاکستري رنگ

بغض باران در نگاهش

خنجري در سينه دارد

توده اي ابر سياهش

بي تو من از نسل بارانم بارانم بارانم

چون ابر بهارانم گريانم گريانم

بي تو من با چشم گريان سيل غم برد آشيانم

خواب سرخ بوسه هايت مي نشيند بر لبانم



پیام بزارید خوشحال می شم!!!!

نوشته شده توسط رضا | لینک ثابت |

متن شعر های آلبوم کویر باور(Liryk)  

موضوع: دوشنبه ششم تیر 1384 17:2

۱-بني آدم


بني آدم اعضاي يکديگرند

که در آفرينش ز يک گوهرند

چو عضوي به درد آورد روزگار

نماند دگر عضوها را قرار

تو کز محنت ديگران بي غمي

نشايد که نامت نهند آدمي


۲-گمشده


از خرابي مي گذشتم خانه ام آمد به ياد

دست و پا گم کرده اي ديدم دلم آمد به ياد

سر به هم آورده ديدم برگهاي غنچه را

محفل دوستانه ي دلم آمد به ياد


۳-مادر


مادر بي تو تنهام و غريبم

اتاق خالي ام بي تو چه سرده

مادر مادر مادر خوب و قشنگم

بدون تو دل من پر درده

فضاي خالي خونه بي روي تو هيچه

صداي تو هنوز اينجا مي پيچه

هنوزم توي دلم تموم قصه هات جوونه

خاله سوسکه ديگه شعر آشتي مثل قديما نميخونه

مادر مادر شب و با صداي لالايي هاي تو خوابيدم

لالايي مادرم حالا نوبت توست تو بخواب اميدم


۴-کوير باور


يه درخت خشک و بي برگ ميون کوير داغ

توي ته مونده ي ذهنش نقش پر رنگه يه باغ

شاخه سبز خيالش سر به آسمون کشيد

برو دوشش هم پر شد ز اقاقي سفيد

زير سايه ي خيالي کمکمک چشماشو بست

ديد دو تا کفتر چاهي روي شاخه هاش نشست

اولي گفت اگه باز بارون بباره توي کوير

ديگه اما سر رسيده عمر اين درخت پير

دومي گفت که قديما يادمه کوير نبود

جنگل و پرنده بود و گذر زلال رود

گفتنو از جا پريدن با يه دنيا خاطره

اون درخت اما هنوزم توي کوير باوره


۵-خرچنگهاي مردابي


در این زمانه بی هیاهوی لال پرست
خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست
چگونه شرح دهم، لحظه لحظه خود را
برای این همه ناباور خیال پرست

به شب نشینی خرچنگ های مردابی
چگونه رقص کند ماهی زلال پرست
رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند
به پای هرزه علف های باغ کال پرست

رسیده ام به کمالی که جز اناالحق نیست
کمال را لال برای من کمال پرست
هنوزم زنده ام و زنده بودنم خاریست
بتن چشمه نامردم زوال پرست


۶-وادي عشق


خيال کردم تو هم درد آشنايي

به دل گفتم تو هم همرنگ مايي

خيال کردم تو هم در وادي عشق

اسير حسرت و رنج و بلايي

ندونستم تو بي مهر و وفايي

نفهميدم گرفتار هوايي

ندونستم پس ديدار شيرين

نهفته چهره ي تلخ جدايي

تو که گفتي دلت عاشقترينه

دلت عاشقترين قلب زمينه

هميشه مهربونه با دل من

براي قلب تنهام همنشينه

چرا پس دل به تيغ بي وفايي

شده قربانيت بي خون بهايي

نفهميدي اميد نااميدي

رها کردي دلم رفتي کجايي

ز بس آزار دادي روز و شب دل

دل ديوانه ام آخر شد عاقل

دله غافل شد عاقل دست برداشت

ز اميد خيالي خام و باطل


۷-سنگ خارا


به مژگان خاکهاي راه گفتن

بنا فاسنگهاي خوار و سفتن

به ديدي سيمي اندر هر سه تاري

پيام حکم قتل خود شنفتن

مرا خوشتر بود از يک تملق

به نزد مردمان خفته گفتن


۸-هزاران


گردي از راهي نمي خيزد سواران راغ چه شد

مرده اند از بيم ياران نامداران را چه شد

جز صداي جغدها چيزي نمي آيد به گوش

قمريان آخر کجا رفتند ساران را چه شد

از هجوم کرکسان شوم قلب من گرفت

بلبلان قرقاولان کبکان هزاران را چه شد

دور تا دور من از دشمن سياهي مي زند

دوستان ما کجا رفتند ياران را چه شد

قمريان قمريان آخر

قمريان آخر کجا رفتند ساران را چه شد

هر کجا سوز زمستان است و تاراج خزان

روح تابستان و عطر نو بهاران را چه شد

زير سم لشکر ضحاک پشت من شکست

کاوه لشکر شکن کو شهسواران را چه شد

لشکر توران به قلب سرزمين ما رسيد

رستم و گودرز کو اسفندياران را چه شد

خشکسالي در زمين بيداد و غوغا مي کند

رخشش هفت آسمان کو باد و باران را چه شد

قمريان آخر کجا رفتند ساران را چه شد

پیام بزارید خوشحال می شم!!!!

نوشته شده توسط رضا | لینک ثابت |

متن شعر های قدیمی حبیب(Liryk) 

موضوع: دوشنبه ششم تیر 1384 16:41

۱-ای گلاله

ای گلاله ای گلاله                      دیدنت خواب و خیاله

گل صحرا  گل لاله                      گل قلب من  ای گلاله

دل تو گرم و صمیمی                   مثل خورشید جنوب

چشم تو چشم یه طوفان              مثل دریای شمال

می دونی توی مذهب من

کی حرومه ؟ کی حلاله ؟             چی حرومه ؟ چی حلاله ؟

آب بدون تو حرومه               جام می با تو حلاله   ای گلاله          

توی صدات شور و ترانه ست        پر رنگه    چه قشنگه

توی نگاهت جادوی شعره             پر شوره     پر حاله

گفت و گوم تو  و جستجوم تو            گل باغ آرزوم تو

شب و روز با تو قشنگه                زندگی بی تو محاله


۲-ای خورشید کوچه ی ما
 

ای خورشید کو چه ی ما تو مگه از ما چه دیدی ؟


که از این کوچه ی خاکی رفتی به دریا رسیدی

 
کسی باورش نمیشد خورشید توی دریا بمونه


دریا کوچیکه واسه تو جای تو توی آسمونه


ای خورشید کوچه ی ما دوست خوب بچه هایی


سراغتو می گرفتند اون دو زودترها کجایی


از تن گرم تو خورشید بچه ها جون میگرفتند


از تلالوء وجودت لاله ها خون می گرفتند


ماهی سیاه چمشه حالا خدا که به دریاست


مرغ ماهی خوار رو کشتند تموم دریا مال ماست


ای خورشید کوچه ی ما دوست خوب بچه هایی


سراغتو می گرفتند اون دو زودترها کجایی


۳-گفتم غم تو دارم



گفتم غم تو دارم

گفتا غمت سر آيد

گفتم که ماه من شو

گفتا اگر بر آيد

گفتم که کفر صفوت گمراه عالمم کرد

گفتا اگر بداني آن روز رهبر آيد

گفتم ز مهرورزان رسم وفا بياموز

گفتا ز ماه رويان اين کار کمتر آيد

گفتم غم تو دارم

گفتا غمت سر آيد

گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت

گفتا تو بندگي کن تا وقت خرمن آيد

گفتم که در خيالت راه نظر ببندم

گفتا که شب را از او از راه ديگر آيد

گفتم ز مهرورزان رسم وفا بياموز

گفتا ز ماه رويان اين کار کمتر آید


۴-خودت نخواستي


هيبت معبد خورشيد

هيبت پر شادي گيسو

از تو بر پا گشته فتنه

چون نگاه کني به هر سو

هيبت شوريدگي ها

اي تو غرق رنگ دنيا

اي به دور سر نهاده

خالي از مرجان دريا

عهد من اين بود که هرجا

يار و همتاي تو باشم

توي شبهاي انتظارت

مرد شبهاي تو باشم

چه کنم خودت نخواستي

شب پر سوز تو باشم

به همه شبهاي سردت

آتش افروز تو باشم

آتش من اين بود که شايد فکر آزارم تو باشي

به همين اعتقادي شعر و باورم تو باشي

عهد من اين بود هميشه يار و غمخوار تو باشم

به همه بي مهري تو من وفا دار تو باشم

چه کنم خودت نخواستي

شب پر سوز تو باشم

به همه شبهاي سردت

آتش افروز تو باشم


۵-ريشه در خون



گل سرخي گل لاله

گل خون رنگ شقايق

گل ايمان گل ايثار

گل طوفان زده ي ما

خون تو محراب خلقه

توي هر کوي و برزن ما

هميشه در تو پنهون

قصه هاي خنجرو خوند

پرنده هاي مهاجر نمي يارن از تو نشون

گر سپيدي گل زنبق

گر سپيدي گل زنبق گل ياس

چرا توي هر شاخه ي تو غنچه هاي غم شکفته

بوي غنچه هات چه خوشبو

ولي افسوس که از غم شکفته

ريشه در خون داري اي گل

خون به هر رگت رسيده

نمي دونم نمي دونم چرا قلب تو سپيده


۶-سه روزه رفته اي


سه روزه رفته اي سي روزه حالا

زمستون رفته اي نوروزه حالا

تو که گفتي سر هفته ميايم

شماره کرده ام چند روزه حالا

يار عزيزم بيا در راه تو مو گل بريزم

بيا جانا که تا جانانه باشيم

يکي شمع و يکي پروانه باشيم

يکي موسي شويم اندر بيابان

يکي جاروکش مي خونه باشيم

يار جوني دوباره بر نميگرده جووني

با تو از دوريت حالي ندارم

ز عين و شين و قاف من بي قرارم

به ت و ب گرفتارم شب و روز

به جز از ل و ب درمان ندارم


۷-
واعظان



واعظان کين جلوه در محراب و منبر مي کنند

چون به خلوت ميروند آن کار دگر مي کنند

گوئيا باور ندارند روز داوري

که اين همه قلب و دغل در کار داور ميکنند

بنده ي پير خراباتم که درويشان او

گنج را از بي نيازي خاک بر سر مي کنند

آه آه از دست صرافان گوهر ناشناس

هر زمان خرمهره را با در برابر مي کنند


۸-يورش


اگه با مني کو جنبش ؟ اگه عاشقي کو شورش ؟

تو به اندوه دل ما پس چرا نبردي يورش ؟

تو نخواستي عهد ببنديم که به غمهامون بخنديم

حالا مي ترسم از اينکه که توي اين شهر بگنديم

شهري که هزار هزارتا آدمهاي خسته دارد

شهري که قد يه دنيا دل خون نشسته دارد

شهري که درهاشو بستن تا سواري تو نيايد

شهري که سروهاشو شکستن تا سري سايه نخواهد

حالا مي ترسم از اينکه توي اين شهر بگنديم

اگه با مني کو جنبش ؟ اگه عاشقي کو شورش ؟

تو به اندوه دل ما پس چرا نبردي يورش ؟

تو نخواستي عهد ببنديم که به غمهامون بخنديم

حالا مي ترسم از اينکه که توي اين شهر بگنديم

شهري که غير از مصيبت ديگه تحفه اي ندارد

کوچه هاي غم گرفته اش مرگمو يادم ميارد

مرگي که هر روز و هر شب تجربه کردم و ديدم

مرگي که با زنده بودن براي خودم خريدم

مرگ من عاشقيم بود عاشق سپيده ديدم

عاشق رستم سوسن به هواش ناله کشيدم

سايه گاه سر من باش که من خيلي غريبم

عشق من یاور من باش که من خالی ز فریبم

پیام بزارید خوشحال می شم!!!!

نوشته شده توسط رضا | لینک ثابت |

متن شعر های آلبوم همراز(Liryk)  

موضوع: دوشنبه ششم تیر 1384 16:6

۱-بي حوصله دل


بي حوصله دل حوصله ي عشقو نداره

بي حوصله دل خسته ي بي يار و دياره

اي وسوسه چشماي تو وسوسه ي عشق

بي حوصله دل با تو هم کاري نداره

ديونه تو باز چه شبا به گريه ها مست و خرابه

ديونه تو دلخسته ي شکسته ي خونه خرابه

ميگفتم واست از درد هاي دل دونه به دونه

ميگفتم تو نباشي دلم درياي خونه

ميگفتي که غمت براي من رسوايي داره

مي گفتي سفري براي من غربت مياره

بي حوصلم و حوصله عشقو ندارم

رفتي و برو که خسته ي اين روزگارم

رفتي و برو که من ديگه از تو گذشتم

رفتي برو اي يار به مستي بسپارم


۲-عشق زندگي


يه عالمه غصه توي سينه دارم

به کي بگم که همزبون ندارم

کار من شده غم روي غم گذاشتن

توي باغ دل غنچه ي غصه کاشتن

عمريه غم هم آشيونم شده

عاشق من تشنه به خونم شده

عشق زندگي در من خيلي وقته مرده

غم خودش دست دل من سپرده

راستي که اين دنيا بي اعتباره

براي هيچ دردي دوا نداره

عشق و عاشقي براي من يه روياست

من چه ساده ام که دلخوشيم به دنياست

گريه ديگه دواي درد من نيست

اميد قلب من نميدونم کيست

کاش يکي بود توي دنيا همزبونم

کاري مي کرد غم رو ز خود برونم

در سراب غم يه عمره که اسيرم

اما نمي خوام به دست غم بميرم

شاهد مرگ دل من کسي نيست

هيچ کس دلش با دل من يکي نيست

عشق زندگي در من خيلي وقته مرده

غم خودش دست دل من سپرده


۳-قصه ي مهربوني


اي واي چي شد اون جوونيامون

اون قصه ي مهربونيامون

اي واي مگه ما يکي نبوديم

ديونه زندگي نبوديم

صداي گريه هاي من و تو مي شنفتي

دلم شکست و اي واي چرا يه آخ نگفتي ؟

تو مثل يه لاله يه قاصد از بهارون

روي خنده ي گرمت ترانه هاي بارون

تو به داد قلبم چه مهربون رسيدي

واي از لب بومم چه بي وفا پريدي

صداي گريه هاي من و تو مي شنفتي

دلم شکست و اي واي چرا يه آخ نگفتي ؟

باز نگاهت اگه عاشق و مستم کنه

من چه کنم با غمت واي خدايا نميدونم

شب که مستي مياد باز دل تنگم مي خواد

عاشق چشمات بشم واي خدايا نمي تونم


۴-همراز


بي تو ديگه بي کسم و پريشونم و خسته

بيا که اسير دلم و دلم بي تو شکسته

تاج چشمهاي تو ناز و گل و شبنم

عشق واسم مرهم ميخوام فداتشم

تا که نيروي تو قصه ي قلبم غمه

عشق واسم مرهم ميخوام فداتشم

تو همرازمي والا هم آغازمي والا

گل نازمي والا هزار ماشالله

تو باغ گلي والا عزيز دلي والا

آخه خشکلي والا هزار ماشالله

بي تو ديگه بي کسم و يه تنهاي غريبم

آخ که ميدوني چقدر روزگار داده فريبم

کاش که اين انتظار تموم شه من بي قرار

بگم دوست دارم يار ميخوام فداتشم

ميخوام واست چه قصه ها بگم از شب دوري

آخ چه شبها منتظر تو موندم به صبوري

کاش که اين انتظار تموم شه من بي قرار

بگم دوست دارم يار ميخوام فداتشم

کاش که اين انتظار تموم شه من بي قرار

بگم که تنهام نزار ميخوام فداتشم


۵-راز و نیاز

 

دلم می خواست بر بال زمانه

سپارم دل به سوی بی کرانه

بکوبم خانه ی داد خداوند

بگیرم دامنش را بی بهانه

خداوندا گناه آتش فروزی

زده آتش ز هر سو آشیانه

خداوندا اگر بال و پرم سوخت

همه نام تو هست در این میانه

خداوندا مسوزان خانه ام را

که ویرانگر توای در این میانه

اگر امروز غربت راه عشقم

 شده ماوای گرگان شبانه

اگر امروز در دشت جنوبم

 ز هر سو می کشد آتش زبانه

اگر امروز گرم خاطراتم

همین ده گشته بر دار زمانه

اگر امروز یار مهربانم

شده در بندت عشق خیمه ی زمانه

همه نام تو است و نه بهانه

الان در جنگل سبز شمالم

نشسته خون تا بی کرانه

همه نام تو است و نه بهانه

همه یاد تو هست در این میانه

خداوندا فنا کن هر چه کردی

که مردم زین بساط خود سرانه


۶-صداي فرياد


پرنده پرنده دلش پريشونه

دلش پر از غم اينکه مونده بي لونه

ميخواد بخونه ولي طفلکي نمي تونه

کدوم پرنده خسته ترانه مي خونه

هنوز پرنده پر بسته فکر پروازه

بگو بگو مگه اين گريه شکل آوازه

منم منم مثل برگي که خسته از باده

چي شد چي شد که يه عاشق به اين روز افتاده

صدا صداي شکستن صداي فرياده

تو هر شکسته دل جاي پاي فرياده

کدوم بنفشه و پونه به خونه برگشته

کدوم پرنده و آهو توي باغ و توي دشته

هنوز پرنده پر بسته فکر پروازه

بگو بگو مگه اين گريه شکل آوازه

منم منم مثل برگي که خسته از باده

چي شد چي شد که يه عاشق به اين روز افتاده

ترانه خون بشوم قصه گوي تنهايي

کسي نديده يه عاشق به اين شکيبايي

من اون غريبه ي تنهام هميشه بي باور

که پر شکسته رسيدم به لحظه ي آخر


۷-شيرين


شيرين شيرين کاش مي دونستي دلم

هواي عاشق شدن رو داره هنوز

شيرين شيرين کاش که مي گفتي دلت

بهونه ي عشق منو داره هنوز

شيرين شيرين بي تو تمومه عشقم

ياد همون خاطره هاي خوبه

همه مي دونن که عزيز جونم

شيرين شيرين خوشکلک جنوبه

عاشق ايرونم و خاک خوبش

روز و شبش صبحش و اون غروبش

من تو رو هر شب مي بيتم توي رويا

پيچيده توي موي تو بوي دريا

عمر غم و عمر صفر تموم

هزار تا جاده ها که پيش روم

مرد به فکر سر و سامونش

ايروني آخر مال ايرونش

شيرين شيرين کاش مي دونستي دلم

هواي عاشق شدن رو داره هنوز

شيرين شيرين کاش که مي گفتي دلت

بهونه ي عشق منو داره هنوز

پیام بزارید خوشحال می شم!!!!

نوشته شده توسط رضا | لینک ثابت |

متن شعر های آلبوم سلام همسایه(Liryk) 

موضوع: دوشنبه ششم تیر 1384 14:42

۱-اين همه انتظار کشيدم


آسمون رو پر خاک امشب اشک مي ريزه

بي تو فصل عشقم همرنگ پاييزه

آخه تا کي مي تونم از تو دور بمونم

توي بهت خيابون با گريه بخونم

مردي خسته از بار غمها مونده بي تو تنهاي تنها

اين همه انتظار کشيدم تا به راه فردا رسيدم

اين همه غم به دل سپردم توي سکوتت يه لحظه مردم فقط تو رو ديدم

با دو بالت ميتونيم با هم پر بگيريم

توي آغوش گرم خورشيد جون بگيريم

بزار آروم بگيره ابر غصه هامون

به گوشه مي شينه خنده روي لبهامون

مردي خسته از بار غمها مونده بي تو تنهاي تنها


۲-جدايي
 

همين بهتر ميان ما جدايي

نباشد بين ما بهتر که راهي

دگر تا زنده ام هرگز نخواهم برد نامت را

برو بر ديگري گستر اين رندانه ندامت را

دگر تا زنده ام هرگز نمي آيم سر کويت

نمي ريزم دگر اشکي براي دوري از رويت

همين بهتر ميان ما جدايي

نباشد بين ما بهتر که راهي

دگر تا زنده ام هرگز نمي گيرم ز تو الهام

نمي خواهم دگر مرغي که سازد لانه بر هر بام

دگر تا زنده ام هرگز نمي خواهم تو را اي يار

مرا از عشق و دلداري تو کردي اينچنين بيزار

همين بهتر ميان ما جدايي

نباشد بين ما بهتر که راهي

۳-لحظه ها

ببين چراغ لحظه ها بي تو به خاموشي ميره

توي گرگ و ميشه کوچه ها صداي تو جون ميگيره

رفتن تو براي من پرواز آخرين نفس

فرجام لحظه هاي من مرگ منه توي اين قفس

آوردي بال و پرزنان توي تنم تابستونو

اما صد افسوس توي سينه داشتي دل زمستونو

مي خنديدي و توي خنده هات قاصدک جدايي بود

مي خنديدم و بغض تلخ بهانه ي رهايي بود

۴-من عابري گمگشته ام


من عابري گم گشته ام آواره ام ديوانه ام

آواره ي شهر تو ام لوليوش مي خانه ام

گفتم خدايا فرياد از اين دل گمگشته در شهر غمم

من عابري گم گشته ام آواره ام ديوانه ام

من عابري گمشگته ام در به در شهر غمم

شهري که دلدارش تويي ديوانه غمخوارش منم

همراه غمها خاموش و تنها در شهر دلدارش منم

من عابري گم گشته ام آواره ام ديوانه ام


۵-سلام همسايه


بيا با پاکترين سلام عشق آشتي کنيم

بيا با بنفشه هاي لب جوي آشتي کنيم

بيا از حسرت و غم ديگه با هم حرف نزنيم

بيا بر خنده ي اين صبح بهار خنده کنيم

گلدونا رو آب بديم سلام همسايه رو جواب بديم

گلدونا رو آب بديم سلام همسايه رو جواب بديم

بيا باور بکنيم رنگ گلهاي وحشي رو

سرخي شقايق و عطر گل بنفشه رو

بيا اين پرنده رو از قفسش رها کنيم

بيا باز آشتي کنيم اسم همو صدا کنيم

گلدونا رو آب بديم سلام همسايه رو جواب بديم

بيا فرياد بزنيم بهار سر سبز اومده

دل به دريا بزنيم دوره ي غم سر اومده

بيا باور بکن و پرنده رو رها بکن

بيا آشتي بکن و اسم منو صدا بکن

گلدونا رو آب بديم سلام همسايه رو جواب بديم


۶-شبهاي غم آباد


صداي ناله ي من توي صحن کوچه پيچيد

يکي نشنيده بگذشت کسي رندانه خنديد

دلم در تاب و تب بود انيسم سوز شب بود

کلام ياس و نفرين مدام ورد لب بود

نبودم لحظه اي شاد توي شبهاي غم اباد

ز هجران تو فرياد نکردي از دلم ياد

من تنها و دلسرد کشيدم نعره ي درد

از اين عشق دروغين از اين رخساره ي زرد

از اين بي هم دلي ها دلي دارم پريشان

تو که هرگز نبودي نديم ما غريبان

دلم از جنس شيشه نزن بر ريشه تيشه

نداره تاب تيشه درخت پير بيشه

نبودم لحظه اي شاد توي شبهاي غم اباد

ز هجران تو فرياد نکردي از دلم ياد


۷-شام غريبان


نماز شام غريبان چو گريه آغازم

به موي هاي غريبانه قصه پردازم

به ياد يار و ديار آنچنان بگريم زار

که از جهان ره و رسم سفر بر اندازم

هواي منزل يار آب زندگاني ماست

صبا بيار نسيمي ز خاک شيرازم

خداي را مددي اي رفيق ره تا من

به کوي ميکده ديگر قدم بر افرازم

سرشکم آمد و عيبم بگفت روياروي

شکايت از که کنم خانگيست غمازم

نماز شام غريبان چو گريه آغازم

به موي هاي غريبانه قصه پردازم


۸-زيباترين ترانه


زيباترين ترانه ي عاشقانه ام

شبها چراغ روشن اين آشيانه ام

تنها بهانه ام براي ماندن

تنها بهانه ام براي خواندن

اي نور پاک نگو که تو خاموش مي شوي

هرگز به من نگو که فراموش مي شوي

خاموشي تو خاموشي من است

با مرگ نوبت هم آغوشي من است

سرودي اگه به صدا دارم از تو است

دردي اگه به جبين دارم از تو است

هرگز مباد صدايم تهي ز غم شود

هرگز مباد جبينم ز درد رها شود

خاموشي تو خاموشي من است

با مرگ نوبت هم آغوشي من است

  

پیام بزارید خوشحال می شم!!!!

نوشته شده توسط رضا | لینک ثابت |

متن شعر های آلبوم صفر(Liryk) 

موضوع: دوشنبه ششم تیر 1384 14:33

۱-آتش


اي دير بدست آمده بس زود برفتي

آتش زدي اندر من و چون دود برفتي

چون آرزوي تنگدلان دير رسيدي

چون دوستي سنگدلان زود برفتي

زان پيش که در باغ وصال تو دل من

از داغ فراق تو بر آسمون برفتي

ناگشته من از بند تو آزاد بجستي

ناکرده مرا وصل تو خشنود برفتي

آهنگ به جان من دل سوخته کردي

چون در دل من عشق بيافزود برفتي

اي دير بدست آمده بس زود برفتي

آتش زدي اندر من و چون دود برفتي


۲- پريا

يکي بود يکي نبود زير گنبد کبود

لخت و عور تنگ غروب سه تا پري نشسته بود

پريا گشنتونه پريا تشنتونه

پريا خسته شديد مرغ پر بسته شديد

چيه اين هاي هاي تون گريتون واي واي تون

پريا هيچي نگفتن زار و زار گريه مي کردن پريا

چه تونه زار مي زنين توي اين صحراي دور

توي تنگ غروب نمي گين برف مياد

نميگين بارون مياد نميگين گرگه مياد مي خورتتون

امشب تو شهر چراغونه خونه ديوا داغونه

مردم ده مهمون مان با دنب با دنب به شهر ميان

دايره و دنبک مي زنند مي رقصن و مي رقصونن

غنچه خندون مي ريزن نقل به بيابون مي ريزن

هاي مي کشن هوي مي کشن پرياي نازنين

پرياي نازنين پرياي نازنين

يکي بود يکي نبود زير گنبد کبود سه تا پري نشسته بود

۳-کسي حالم نمي پرسه
 

در اين شبهاي دل تنگي که غم با من هم آغوشه

به جز اندوه و تنهايي کسي با من نمي جوشه

کسي حالم نمي پرسه کسي دردم نمي دونه

نه هم درد و هم آوايي با من يک دل نمي خونه

از اين سرگشتگي بيزارم و بيزار

ولي راه فراري نيست از اين ديوار

براي اين لب تشنه درغا قطره آبي بود

براي خسته چشم من دريغا جاي خوابي بود

در اين سراب ظلمت نور راهي بود

در اين اندوه غربت سر پناهي بود

شب پر درد و من از غصه ها دلسرد

کجا پيدا کنم دلسوخته اي هم درد

اسير صد بيابان و هم اندوهم

مرا پا در دل و سنگين تر از کوهم

کسي حالم نمي پرسه کسي دردم نمي دونه

نه هم درد و هم آوايي با من يک دل نمي خونه

۴-شب سياه

بيا که اين شب سياه خيمه زده به کوچه ها

براي فتح روشني براي غصب لحظه ها

بيا که ديو قصه ها مرا به بردگي کشيد

بي تو در اين ديار غم فصل سپردنم رسيد

بيا بيا که شاعري بي تو نداره رونقي

چگونه شاعري کنم در اين هواي لعنتي

بيا که اين هواي بد شکنجه مي دهد مرا

فضاي سرد بي رمق به بند مي کشد مرا

بيا که اين همه شکوه رسم مسافري نبود

رفتن تو که پيش دل رفتن آخرين نبود

بيا بيا که شاعري بي تو نداره رونقي

چگونه شاعري کنم در اين هواي بي کسي

بيا که بودنت مرا جرات شاعري دهد

صداي دل خواندن من بگوش آشنا رسد

بيا بيا که شاعري بي تو نداره رونقي

چگونه شاعري کنم در اين هواي لعنتي

بيا بيا که شاعري بي تو نداره رونقي

چگونه شاعري کنم در اين هواي بيکسي

بيا که عشق پاک تو قدرت قلب من شود

به قلب نيم مرده ام جان دوباره مي دهد

۵-شهلا

سر داده در سکوتي آواي بي نوايي

پيچد در آسمانها ناله هاي جدايي

گويد به من دل من تا کي در انتظاري

ديگر نمي آيد باز فرياد ز بي وفايي

نمانده غمگساري نمانده آشنايي

ماندم در اين تنهايي ماندم در انتظارت

شهلا چه بي وفايي

شهلاي من کجايي شهلا چه بي وفايي

شهلاي من کجايي شهلا چه بي وفايي

۶-صفر
 

ما چه هستيم

عجب بي پا و دستيم

چه شد مامور و مستيم

همه عاجز کش و دشمن پرستيم

ز ناداني و غفلت زير دستيم

به رغم دوست با دشمن نشستيم

ما خرابيم چو صفر اندر حسابيم

چو سيل اندر تن آبيم

جهان را برده آب و ما خوابيم

چه شد عالم غرق خون مست شرابيم

شرابيم مست شرابيم

ما چه هستيم

عجب بي پا و دستيم
 

پیام بزارید خوشحال می شم!!!!
نوشته شده توسط رضا | لینک ثابت |

متن شعر های آلبوم خداوندا(Liryk) 

موضوع: دوشنبه ششم تیر 1384 13:18

۱-دنياي بابا


تموم دنياي بابا چراغ روشن فردا

وقتي که خودت نباشي صدات توي گوشم هر جا

اومدم برات ميارم آواز قاصدکارو

نشونت ميدم تموم پرواز بادبادکارو

اومدم برات بيارم آدماي قصه ها رو

تموم شور و نشاط بازيهاي بچه ها رو

ميبرمت باغ قصه که مثل شهر فرنگه

هنوزم توي باغ قصه خواب خرگوشا قشنگه

آواز چلچه ها رو تو بايد برام بخوني

خيلي چيزهاي ديگه رو تو هنوز بايد بدوني

هر کسي توي بچگي هاش دائم مثل تو شلوغه

کوچولو يادت باشه نترسي لولو دروغه

وقتي که شب رسيد از راه با خودش ماه رو مياره

تموم روز هم که خوبه با خودش خورشيد رو داره

تموم دنياي بابا چراغ روشن فردا


۲-قبله نما


حاجيان رخت چو از مکه برند

مدتي در عقب سر نگرند

تا به جايي که حرم در نظر است

چشم حجاج به دنبال سر است

من هم از کوي تو گر بستم باد

باز با کوي تو دارم سر وکار

چشم دل سوي تو دارم شب و روز

چشم بر کوي تو دارم شب و روز

تو صنم قبله ي آمال مني

چون کنم صرف نظر مال مني

روي رخشنده ي تو قبله ماست

مردم ديده ي ما قبله نماست


۳-هزاران بار


هزاران بار منعش کردم از عشق

مگر برگشت از راه خطا دل

نشد يک لحظه از يادت جدا دل

زهي دل آفرين دل مرحبا دل

ز دستش يک دم آسايش ندارم

نمي دانم چه بايد کرد با دل

به چشمانت مرا دل مبتلا کرد

فلاکت دل مصيبت دل بلا دل

از اين دل داد من بستان خدايا

ز دستش تا به کي گويم خدا دل

درون سينه آهي هم ندارم

ستم کش دل پريشان دل بلا دل

به تاري گردنش را بسته زلف

فقير و عاجز و بي دست و پا دل

به شد خاک و ز کويت بر نخيزد

زهي ساحل قدم دل باوفا دل

هزاران بار منعش کردم از عشق

مگر برگشت از راه خطا دل


۴-خانه ويرانه


در کنج دلم عشق کسي خانه ندارد

کس جاي در اين خانه ويرانه ندارد

دل را به کف هر که دهم باز پس آرد

کس سالم که از عاقل ديوانه ندارد

در بزم بهان جز دل حسرت کش ما نيست

آن شمع مي سوزد و پروانه ندارد

گفتم مه من از چه تو در دام نيفتي

گفتا چه کنم دام شما دانه ندارد

در انجمن عقل فروشان نهند پاي

ديوانه سر صحبت فرزانه ندارد

تا چند کني قصه ز اسکند و داراب

ده روزه ي عمر اين همه افسانه ندارد


۵-افق


این شعر به دلایلی از نوشتن متن آن معذوریم


۶-خسته ام


خسته ام گردون گردان خسته ام

خسته ام اي خسته جانان خسته ام

ريشه اي تشنه نشسته زير باد

بار شکوه ابر و باران خسته ام

خشم خورشيد و عبور فصل گرم

در کويري خشک و سوزان خسته ام

قلب جنگل با تبر در خاک عشق

وقت اعدام درختان خسته ام

خسته ام من خسته ام خسته ام واي خسته ام

مي زند آبي بر آتشهاي دل

قطره قطره اشک لرزان خسته ام

شه پر پرواز من آخر شکست

از نشستن بي رفيقان خسته ام

ساغر خالي ز مي من تشنه کام

جرعه اي مي پرستان خسته ام

مي چکد اين اشک درد آلود من

از شب و اين درد ينهان خسته ام

من که آزادي شعارم بوده است

اين چنين در بند زندان خسته ام

ظالمان روي زمين تشنه به خون

زين ستم بر خاک خوبان خسته ام

گرچه دورم عشق من اي خاک من

از غم خلق پريشان خسته ام

خسته ام من خسته ام خسته ام واي خسته ام


۷-خداوندا


خداوندا اگر داشتم ذليل داشتم ميکند ندارم کن

خداوندا اگر کاشتم اسير چيدنم مي کند بيکارم کن

خداوندا اگر انديشه خيانت به ياران بر سرم افتاد بر سر دارم کن

خداوندا اگر به لحظه ي خفلتي در افتادم پيش از سقوط هشيارم کن

اگر رنج بيماران لحظه اي از دلم بيرون رفت

سخت و بي ترحم بيمارم کن

خداوندا خوارم کن اما مردم آزارم مکن


۸-راه شب


خنده روي لبها نيست چشماي عاشقا نيست

چرا گلهاي خنده توي باغچه ي دلها نيست

راه شبه که دوره آتيش بازي چه جوره

وقتي که جاي خنده بساط گريه جوره

واژه هاي شادي کي بود که يکي خط کشيد

شاهپرک خنده رو کي از رو لبها دزديد

وقتي که ديو غصه از خواب قصه پاشد

شب زد و بي ستاره روزاي ما سياه شد

دفتر خاطرات کوچه رو کي سوزونده

انگار توي ذهن کوچه خاطره اي نمونده

کاشکي يکي بخونه يه شعر عاشقونه

توي کوچه نور بپاشه چشم سپيده واشه

راه شبه که دوره آتيش بازي چه جوره

وقتي که جاي خنده بساط گريه جوره

 

پیام بزارید خوشحال می شم!!!!

نوشته شده توسط رضا | لینک ثابت |

متن شعر های آلبوم خانه ی کوچک(Liryk) 

موضوع: دوشنبه ششم تیر 1384 1:27

۱-بادبادکها



بادبادکها بادبادکها

تا افق پله به پله شب به من هنگام برداشت

در کنار پله ها فانوس روشن بود

بادبادکهاي بازيگوش دم تکان دادند

بادبادک رفت بالا قرقره از غصه لاغر شد

بادبادک جان چه مي بيني از آن بالا ؟

در ميان جاده ها آيا غباري هست ؟

در فراز تپه سنگ آيا نشاني از نعل اسب بهتر سواري هست ؟

بادبادک جان ببين آيا بهاري هست ؟

بادبادک جان ببين آيا جاي پايي سبز خواهد شد ؟

بر سر سفره بغض سنگيني برايم لقمه ميگيرد

بادبادک جان ببين پي يک اميد آيا روي دوشش کوله باري هست ؟

من دلم با خويش ميگويد که آري هست

که آري هست


۲-دروغه


من ميدونم که حرفهات دروغه . فريبه

اون نگاه قشنگت فريبه . دروغه

تو مي گفتي که با من مي موني

که با من مي خوني

قصه ي عشق و رويا

تمومش دروغه فريبه . دروغه

اما تو امروز دستت توي دست يار غريب است

فردا مي دونم که چشمهات اسيره

چشمهاي مستت دلداره ديگست

حرفهات مي دونم همش فريبه . همش دروغه


۳-خواب سرخ بوسه ها


رفتي و از رفتن تو

قلب آيينه شکسته

کوچه ها در خلوت شب

پنجره ها همه بسته

آسمان خاکستري رنگ

بغض باران در نگاهش

خنجري در سينه دارد

توده اي ابر سياهش

بي تو من از نسل بارانم بارانم بارانم

چون ابر بهارانم گريانم گريانم

بي تو من با چشم گريان سيل غم برد آشيانم

خواب سرخ بوسه هايت مي نشيند بر لبانم


۴-خانه ي کوچک


تو به من خنديدي و نمي دانستي من

به چه دلهره از باغچه ي همسايه سيب را دزديدم

باغبان از پي من تند دويد

سيب را دست تو ديد

غضب آلوده به من کرد نگاه

سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

تو ديگه رفتي و هنوز سالهاست که در گوش من آرام آرام

خش خش گامهاي تو تکرار کنان

مي دهد آزارم و من انديشه کنان

غرق اين پندارم که چرا

خانه ي کوچک ما سيب نداشت ؟

خانه ي کوچک ما سيب نداشت ؟


۵-من و تو



با من اکنون چه نشستن ها خاموشي ها

با تو اکنون چه فراموشي ها

چه کسي ميخواهد من و تو ما نشويم ؟

خانه اش ويران باد

من اگر ما نشوم تنهايم

تو اگر ما نشوي خويشتني

از کجا که من و تو

شور يکپارچگي را در شهر باز برپا نکنيم

از کجا که من و تو

مشت رسوايان را باز نکنيم

من اگر برخيزم تو اگر برخيزي

همه بر ميخزند

من اگر بنشينم تو اگر بنشيني

چه کسي برخيزد ؟ چه کسي ؟ چه کسي ؟ چه کسي ؟

چه کسي با دشمن بستيزد

چه کسي ؟ چه کسي ؟ چه کسي؟

چه کسي پنج در پنجه ي هر دشمن در آويزد

چه کسي ؟ چه کسي ؟ چه کسي؟


۶-سفرت بخير


به کجا چنين شتابان

يمن از نسيم پرسيد ؟

دل من گرفت از اينجا هوس سفر نداري

ز غبار اين بيابان همه آرزويم اما چه کنم که بسته پايم

ز کجا چنين شتابان به هر آن کجا که باشد به جز اين سرا سرايم

به کجا چنين شتابان

يمن از نسيم پرسيد ؟

دل من گرفت از اينجا حوس سفر نداري

سفرت بخير اما تو و دوستي خدا را

چو از اين کوير وحشت به سلامتي گذشتي

به شکوفه ها به باران برسان سلام ما را


۷-آلبوم

به آلبوم شبی تار سحر نظر کردم
به یاد عمر گذشته شبی سحر کردم
به یادبود عزیزان دمی به سر بردم
شبی دومرتبه با عمر رفته سر کردم
به هر دری که شدم ، بی نتیجه برگشتم
دری گشوده نشد، خویش در به در کردم
مناطری ز حیات گذشته را دیدم
بدیدم آن همه باز دیده دیده پر گوهر کردم
نشان کودکی از مام خسته پرسیدم
دوباره دیدنی از چهره پدر کردم
هنوزم آن خاطرات در یاد هست
اگر چه بر سر آن زندگی هدر کردم
ولی طراوت عکس گذشته ام می گفت
به هر حساب در این ماجرا ضرر کردم


۸-راستی به که مانم

راستی من به که مانم، به که مانم به که مانم
نه بدان سایه شبرنگ که نهان کرده نگه درنگه سنگ
راستی من به که مانم، نه بدان بانگ دلاویز که جان می سپرد در نفس باد
نه به بانگ و نه به فریاد، راستی من به که مانم، به که مانم
نه تو را مانم و دانم که به خود نیز نمانم، راستی من به که مانم
نه تو را مانم و دانم که به خود نیز نمانم
نه سپیدم نه سیاهم ، نه سرودم نه نگاهم
نه یکی نقش پلیدم، نه یکی نقش تباهم
راستی من به که مانم، به که مانم
بی تو ای عشق بسوی که گریزم
با تو ای باد بسوی که شتابم
راستی من به که مانم، به که مانم
نه امیدی نه سرابی، نه درنگی نه شتابی
نه صعودی نه نگاهی، نه سپیدی نه سیاهی
راستی من به که مانم، به که مانم

 

پیام بزارید خوشحال می شم!!!!

نوشته شده توسط رضا | لینک ثابت |

متن شعر های آلبوم آخه عزیزم چه می شه؟(Liryk) 

موضوع: دوشنبه ششم تیر 1384 1:16

۱-عاشقم


من از او خاطره دارم

من از او خاطره دارم

خاطراتي خوب و زيبا

مثل زيبايي رويا

من از او خاطره دارم

من از او خاطره دارم

خاطراتي خوب و شيرين

مثل زيبايي آواز

عاشقم عاشقم من

عاشقم از روز ازل

عاشقم عاشقم من

بابت عشق عشق ابد

من از او خبر ندارم

اينو من باور ندارم

باور تنهايي بوندن

باور تنهايي موندن

باور بازي رو باختن

يا قمار عشقو بردن

توي اين ديار غربت

حتي موندن حتي مردن

اگه ابر که بارون مي زنه

ميزنه به موج دريا ميزنه

ميزنه به دشت و صحرا ميزنه

دلم که داره فرياد ميزنه

عاشقم عاشقم من

عاشقم از روز ازل

عاشقم عاشقم من

بابت عشق عشق ابد


۲-آخه عزيزم چي ميشه ؟


به کلبه ي ما فقرا يه شب تو از لطف و صفا

قدم بزار صفا بکن فراموشي بپا بکن

کلبه ي ما صفا داره اين دل ما وفا داره

آخه عزيزم چي ميشه يک شب هزار شب نميشه

نه فقط کاخ بزرگان جلايي داره

کلبه ي ما فقرا هم صفايي داره

آخه عزيزم چي ميشه يک شب هزار شب نميشه

اگه که دستم خاليه جونم فداتون ميکنم

فرش نباشه چشامو فرش زير پاتون مي کنم

دوري از ريا بکن نظر به درويشان بکن

اگه که درويش بد ميره بدون که واس تو ميميره

يک شب يک شب از سر لطف مهمان دلم شو

در انجمن عشق شمع محفلم شو

اگه ماه شبم بشي چي ميشه

يک شب که هزار شب نميشه

در کلبه ي ما رونق اگر نيست صفا هست

آنجا که صفا هست در آن نور خدا هست

آخه عزيزم چي ميشه يک شب هزار شب نميش


۳-بي تو دلم گرفته


بي تو دلم گرفته و زندوني شهر شماست

ديدن روي ماه تو راه نجات دل ماست

هنوز نگاه مست تو شراب دردانه ي ماست

اگه هنوز دل مي تپه از چشم شهلاي شماست

عشق و شراب و رازقي جاذبه ي شهر شماست

به حافظ شما قسم خدا نگهدار شماست

عاشقي و در به دري حادثه ي شهر شماست

صفا سرا و مجلسا زينت مهتاب شماست

بوسه ي گرم و آتشين هديه به دستاي شماست

پرستوها که کوچ کنن داغ دل ما عاشقاست

شراب ناب شهرتون خون دل ما عاشقاست

صفا صفاي دل ماست عاشق باشي راه شماست

عاشقي روي ماه تو واله و شيداي شماست

سر سراي شاعراست خون به دل ما عاشقاست

صفا صفاي عارفاست دل پي ديدار شماست

سرا سراي شاعراست خون به دل ما عاشقاست


۴-هواي امامزاده


آسمون آبي و قامت مناره ها

گنبد و گلدسته ها که داره اشاره ها

کلاغها دم غروب شور و غوغايي دارن

روي درختاي چنار هر کدوم جايي دارن

هواي امامزاده هميشه مقدسه

اونجا دلتنگي تو بسته ي يک نفسه

زنا با چادر سياه با روبنداي توري

 ميان از راه مي رسن با يه عهد و منظوري

اگه صد سال راز دل همه بنهفته باشي

 در اين لحظه ميتوني همه رو گفته باشي

توي صحن امامزاده چلچراغ و سايه ها

 تنتو مي لرزونه شنيدن آيه ها

هواي امامزاده هميشه مقدسه

اونجا دلتنگي تو بسته ي يک نفسه


۵-يا رب


من مست خراباتي تو رند قدح نوشي

من ريگ طريق جويم تو رود خروشاني

مستم به نگاه تو هستم به خيال تو

يا رب همه فريادم يا رب همه فريادم

فردا که غمش دارم يا رب که غمم دارد

هر سايه که شبانم دل را به تو بسپارم

گاهي به سفر گشتم همسايه ي غم گشتم

يا رب مددم کن تو يا رب مددم کن تو

هر سوز دل عاشق وارقيست کتاب عشق

من مست خراباتي تو رند قدح نوشي


۶-يه مشت خاک


توي بهشت غربت دلم داره ميگيره دلم داره ميگيره

آخه وطن کجايي دلم پي ات ميگرده

اگه يه مشت خاک هم فقط ازت بمونه

به ياد مياره عشقو به ياد مياره عشقو

اگه جهنمي تو براي من بهشتي

اگه غربت قشنگه واسه ي خودش قشنگه

براي من تو خوبي دلم پي ات ميگرده

وطن که زخمي هستي حالا که خسته هستي

وطن ميام دوباره ديگه پيشت مي مونم

بغل واکن برامون ميام پيشت دوباره

با هم ديگه مي سازيم ايران و دوباره

اگه يه مشت خاک هم فقط ازت بمونه

به ياد مياره عشقو به ياد مياره عشقو

 

پیام بزارید خوشحال می شم!!!!

 

نوشته شده توسط رضا | لینک ثابت |

متن شعر های آلبوم بزن باران(Liryk) 

موضوع: دوشنبه ششم تیر 1384 1:2

۱-بزن باران


بزن باران بهاران فصل خون است

بزن باران که صحرا لاله گون است

بزن باران که به چشمان ياران

جهان تاريک و دريا واژگون است

بزن باران که دين را دام کردند

شکار خلق و صيد خام کردند

بزن باران خدا بازيچه اي شد

که با آن کسب ننگ و نام کردند

بزن باران به نام هر چه خوبيست

به زير آوارگاه پاي پايکوبي ست

مزار تشنه جويباران پر از سنگ

بزن باران که وقت لاي رو بي ست

بزن باران و شادي بخش جهان را

به باران شوق و شيرين کن زمان را

به بام غرق در خون ديارم

بپا کن پرچم رنگين کمان را

بزن باران که بي صبرند ياران

نمان خاموش گريان شو به باران

بزن باران بشوي آلودگي را

ز دامان بلند روزگاران

بزن باران بهاران فصل خون است

بزن باران که صحرا لاله گون است


۲-کجا بودم کجا رفتم



کجا بودم کجا رفتم کجايم من نمي دانم

به تاريکي در افتادم ره روشن نمي دانم

ندارم من در اين حيرت به شرح حال خود حاجت

که او داند که من چونم اگر چه من نمي دانم

چو من گمگشته ام از خود چه جويم باز جان و تن

که گنج جان نمي بيند طلسم تلخ مي دانم

چونه دم توانم زد در اين درياي بي پايان

که در عاشقان آنجا به جز شيون نمي دانم

برون پرده گر مويه کني اثبات شرک کفر کرد

که من در پرده جز نامي ز مرد و زن نمي دانم

در آن خرمن که جان من در آنجا خوشه مي چيند

همه عالم و مافي ها به نيم ارزن نمي دانم

از آنم سوخته خرمن که من گويي در اين صحرا

اگر چه خوشه ميچينم ره خرمن نمي دانم

چو از هر دو جهان خود را نخواهم مسکني هرگز

سزاي درد اين مسکين يکي مسکن نمي دانم

کجا بودم کجا رفتم کجايم من نمي دانم

به تاريکي در افتادم ره روشن نمي دانم


۳-مرگ قو


شنيدم که چون قوي زيبا بميرد

فريبنده زاد و فريبا بميرد

شب مرگ تنها نشنيد به موجي

رود گوشه اي و دور و تنها بميرد

در آن گوشه چندان غزل خواند آن شمع

که خود در ميان غزلها بميرد

گروهي برآنن که مرغ شيدا

کجا عاشقي کرد آنجا بميرد

شب مرگ از بيم آنجا شتابد

کز مرگ غافل شود تا بميرد

من اين نکته گيرم که باور نکردم

نديدم که قويي به صحرا بميرد

چو رودي ز آغوش دريا برآمد

شبي هم در آغوش دريا بميرد

تو درياي من بودي آغوش باز کن

که ميخواهد اين قوي زيبا بميرد


۴-نفس


نفسم گرفت از اين شب در اين حصار بشکن

در اين حصار جادويي روزگار بشکن

چو شقايق از دل سنگ برآد رايت خون

به جون صلابت صخره کوهسار بشکن

تو که ترجمان صبحي به ترنام و ترانه

لب زخم ديده بگشا صف انتظار بشکن

نفسم گرفت از اين شب در اين حصار بشکن

در اين حصار جادويي روزگار بشکن

شب غارت ستاران همه سوخته کرده سايه

تو به آذرخش اين سايه ديو سار بشکن

ز برون کسي نيايد جويبار تو اينجا

تو ز خويش برون آ سپـــر بلا بشکن

سر آن ندارد امشب که بر آيد آفتابي

تو حود آفتاب خود باش و طلسم کار بشکن

به سرانجام که هستي که سرودنت بودن

به ترنام دژ وحشت اين ديار بشکن

نفسم گرفت از اين شب در اين حصار بشکن

در اين حصار جادويي روزگار بشکن


۵-سردار جنگل


بنگه اي سردار جنگل قبله گاه روشن من

هنوز با زخم تن تو داره مي سوزه تن من

برخيز و ببين توي جنگل درخت قدش خميده

داده قلب تو رو خورشيد به تن جنگل کشيده

وسعت تمام قلبت وسعت خاک وطن بود

عشق ميهنت سرا پا به تو تنها پيرهن بود

واسه شب فرياد جنگل صداي تو رو مياره

روح پر صلابت تو توي جنگل خونه داره


۶-دهل


صداي دهل مياد از سينه کش کوههاي بلند

از جاده هايي که به ده مي رسند

اين صدا از دهل مردي که غم عشقي تو دلش زندوني

سوخته با هر آتيش تازه اي که روبروش افروخته و ارزوني

حالا وقتي که هوا ابري ميشه

قلب عاشقش دوباره مي تپه

مياد انگار يه دست پنهون

پرده ي سياه رو قلبش مي کشه

مياد انگار يه دست پنهون

پرده ي سياه رو قلبش مي کشه

اونوقته که با صداي دهلش

مي کشه فرياد دل از تو سينه

مي گه عاشقم مي سوزم تا ابد

اگه راه و رسم عاشقي اينه

صداي دهل مياد از سينه کش کوههاي بلند


۷- منت

گر بخارد پشت من
انگشت من
خم شود از بار منت پشت من
همتی کو تا نخارم پشت خویش
وارهم از منت انگشت خویش

پیام بزارید خوشحال می شم!!!!

نوشته شده توسط رضا | لینک ثابت |

متن شعر های آلبوم آفتاب مهتاب(Liryk) 

موضوع: دوشنبه ششم تیر 1384 0:51

۱-آفتاب مهتاب


آفتاب مهتاب چه رنگه سرخ و سفيد دو رنگه

دنياي ما قشنگه آدماش رنگارنگه

تنها بودن چه سخته بي تو بودن چه تلخه

تنها تر از هميشه چون مرغ پر شکسته

دوست دارم عزيزم دنيا با عشق قشنگه

خوشتر ز چشم مستت چشم جهان نديده

همچون تو نازنيني ايزد نيافريده

سرگشته و پريشون اي نور هر دو ديده

تا کي زني تو خنجر بر اين دل رميده

باور کن اي عزيزم دنيا وفا نداره

باور کن اي عزيزم دنيا وفا نداره


۲-عَزیزُم

بیا با هم یکی بشیم عَزیزُم آی عَزیزُم

بیا با هم بخونیم قصه ی عشق و عَزیزُم

ما که جز تو دیگه یاری ندارُم آی عَزیزُم

ما که گُفتُم دوست دارم عَزیزُم آی عَزیزُم

وای وای وای عَزیزُم آی عَزیزُم آی عَزیزُم

سر راهت می شینُم گل می ریزُم آی عَزیزُم

به به  به به  چه زیبایی چه رعنایی عَزیزُم

دلهایی را فریبایی چه تن نازی عَزیزُم

تو که قلبت چو دریایی پُر از مهر عَزیزُم

عَزیزُم آی عَزیزُم از تو می پرسُم عَزیزُم

تو که با ما سَر یاری ندادی آی عَزیزُم

چرا همین امشُو نمی آیی به خوابُم آی عَزیزُم

وای وای وای عَزیزُم آی عَزیزُم آی عَزیزُم

سر راهت می شینُم گل می ریزُم آی عَزیزُم

به به  به به  چه زیبایی چه رعنایی عَزیزُم

دلهایی را فریبایی چه تن نازی عَزیزُم


۳-اي چرخ فلک


درياب که از او جدا خواهي رفت

در پرده اسرار فنا خواهي رفت

مي نوش نداني از کجا آمده اي

خوش باشي نداني به کجا خواهي رفت

اين کوزه چو من عاشق زاري بوده است

در بند سر زلف نگاري بوده است

اين دسته که بر گردن او مي بيني

دستي است که بر گردن ياري بوده است

اي چرخ فلک خرابي از کينه ي توست

بيدادگري شيوه ي ديرينه ي توست

اي خاک اگر سينه ي تو بشکافند

از گوهر قيمتي که در سينه ي توست

آن قصر که جمشيد از او جام گرفت

آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت

بهرام که گور مي گرفتي همه عمر

ديدي که چگونه گور بهرام گرفت



۴-دلُم درياي خونه:


سرُم امشُو خيال تازه داره هواي شهر پر آوازه داره

دِلُم خون شد ز تنهايي خدايا غريبي بي کسي اندازه داره

دِلُم درياي خونه کسي دردُم چه دونه

دِلُم درياي خونه کسي دردُم چه دونه

دلي آشفته و پژمرده دارُم به دنيا دلبري گم کرده دارُم

کتاب عشق او هرشُو ميخونُم هنوزم دفتري ناخونده دارُم

خدايا از سفر يارُم نيومد رفيق قلب بيمارُم نيومد

به خون اومد دلُم از درد هجرون به بالينُم پرستارُم نيومد

اسير درد و بيمارُم تو کردي ميون عاشقا خوارُم تو کِردي

کجا باغم مرا بُد آشنايي به دست غم گرفتارُم تو کِردي

دلُم درياي خونه کسي دردُم چه دونه

دِلُم درياي خونه کسي دردُم چه دونه


۵-خوشکل زیاد پیدا میشه

 

خوشکل زیاد پیدا میشه توی دنیا

اما یکیش خوشکل من نمیشه

لاله رو میگن نوبر بهاره

برای من تو نوبری همیشه

مثل تو پیدا نمیشه دلبری

با یک نگاه از همه دل می بری

من نمیگم تموم عالم میگن

از همه خوشکلها تو خوشکلتری

موجی که موی تو داره    دریا نداره

لطفی که روی تو داره   صحرا نداره

نازی که اون نگاهُ رفت خنده تو داره

سپیده ی صبح شب یلدا نداره

مثل تو پیدا نمیشه دلبری

با یک نگاه از همه دل می بری

من نمیگم تموم عالم میگن

از همه خوشکلها تو خوشکلتری


۶- گلایه

 

اي گلاله اي گلاله ديدنت خواب و خياله

گل صحرا گل لاله گل قلب من ، تو لاله

دل تو گرم و صميمي مثل خورشيد جنوب

چشم تو چشم طوفان مثل درياي شمال

مي دوني تو مذهب من چي حروم چي حلال

آب بدون تو حروم ، جام مي با تو حلاله

تو صدات شور ترانست پر زنگ چه قشنگه

تو نگات جادوي شعر پر شور پر حاله

گفتگوم تو جستجوم تو گل باغ آرزوم تو

شب روز با توقشنگه زندگي بي تو محاله


پیام بزارید خوشحال می شم!!!!
نوشته شده توسط رضا | لینک ثابت |

متن شعر های آلبوم جوونی(Liryk) 

موضوع: یکشنبه پنجم تیر 1384 19:36

۱-قسم:

قسم به روی ماه تو نگاه بی گناه تو
قسم به سرمه چشات قسم به سرخی لبات
قسم به تار موی تو به عشقو ابروی تو
قسم به ارزوی تو دارم میام به سوی تو دارم میام به سوی تو
تو رو به خدا قسم منو فراموش نکن
به عشقو وفا قسم منو فراموش نکن
تو رو به خدا قسم منو فراموش نکن
به عشقو وفا قسم منو فراموش نکن

بازم قسم به جون تو به قلب مهربون تو
دارم میام به سوی تو تاکه ببوسم روی تو
قسم به قران مجید با یک سبد گل سفید
با یک دلی پر از امید دارم میام به سوی تو دارم میام به سوی تو
قسم به جون مادرم اینه کلامه اخرم
که عشقت نمیره از سرم دارم میام به سوی تو
دارم میام به سوی تو
تو رو به خدا قسم منو فراموش نکن
به عشقو وفا قسم منو فراموش نکن
تو رو به خدا قسم منو فراموش نکن
به عشقو وفا قسم منو فراموش نکن

قسم به روی ماه تو نگاه بیگناه تو
قسم به سرمه چشات قسم به سرخی لبات
قسم به تار موی تو به عشقو ابروی تو
قسم به ارزوی تو دارم میام به سوی تو دارم میام به سوی تو
تو رو به خدا قسم منو فراموش نکن
به عشقو وفا قسم منو فراموش نکن
تو رو به خدا قسم منو فراموش نکن
به عشقو وفا قسم منو فراموش نکن

۲-ناز نکن:
 
آخه من قربونه اون چشات برم
تو چشام زل نزنی تورو جون من

آسمون چشم تو آبی و ناز عادتت
ابر موهاتو نیفشون روی ماه صورتت(2)

دونه دونه اشکهای نازو ادات
مثل مروارید میوفته زیره پات (2)

آخه من قربونه اون چشات برم
این همه ناز نکن

تو چشام زل نزنی تورو جون من
فتنه آغاز نکن

آخه من قربونه اون چشات برم
این همه ناز نکن

تو چشام زل نزنی تورو جون من
فتنه آغاز نکن

به خدا دوست دارم این همه بی تابی نکن
آسمون دلمو آفتابی مهتابی نکن(2)

گفتن دوست دارم سخته اگه برای تو
من به جای تو میگم دوست دارم

گفتن دوست دارم سخته اگه برای تو
می شینم من همیشه به پای تو

آسمون چشم تو آبی و ناز عادتت
ابر موهاتو نیفشون روی ماهه صورتت(2)

دونه دونه اشکهای نازو ادات
مثل مروارید میوفته زیره پات (2)

آخه من قربونه اون چشات برم
این همه ناز نکن

تو چشام زل نزنی تورو جون من
فتنه آغاز نکن

آخه من قربونه اون چشات برم
این همه ناز نکن

تو چشام زل نزنی تورو جون من
فتنه آغاز نکن

۳-بیا:
 
بیا بیا
بيا که چقدر دوست دارم بيا
بیا که فقط تو رو دارم بيا بیا
دوست دارم ، دوست دارم
بدون فقط تو رو دارم

یادت مياد چی گفتی، حرف قشنگی ميگفتی
با عشق و ناز ميگفتی ، دوست دارم رو گفتی
بيا.....
دلم ميخواد کاری کنم که منو تنها نزاری
عشقمو باور بکنی ، روی دلم پا نزاری
دلم ميخواد نگام کنی ، با اون نگات صدام کنی
بهم بگی دوسم داری ، با عشقت آشنام کني
بیا

۴-دروغ:
 

با تو و کنار تو تنهاتر از هميشه
برو ديگه دروغات باور من نميشه
من خورشيد صداقت تو شمع بی فروغی
کاش از اول ميديدم ، دروغی تو دروغی
من با تو پر بسته شدم ،گريه آهسته شدم
برو که خوب شناختمت، از دروغات خسته شدم

تو عاشق خزونی، غروب پشت شيشه
دل بازم از ترانه ، دل تنگی تو هميشه
دنيای من قشنگی پروانه های رنگی
دنيای تو سياهی ، تو محکوم نيرنگي
من با تو پر بسته شدم ،گريه آهسته شدم
برو که خوب شناختمت، از دروغات خسته شدم

نيستم زير آفتاب ، پر ميشم از طلايي
تويي اسير ظلمت ، نگاه بکن کجايي
تو گوشه گير زندون ، من رقص زير باروون
من خنده بهارم ، تو غربت زمستون
من با تو پر بسته شدم ،گريه آهسته شدم
برو که خوب شناختمت، از دروغات خسته شدم

۵- جوونی:
 
منم اون همسایهء دیوار به دیوار
منم اون مرغک عشقت روی دیوار
منم اون همسایهء دیوار به دیوار
منم اون مرغک عشقت روی دیوار
منم اون ساده دلِ عاشق بی باک
منم اون برگ گلِ تازه و نمناک
منم اون همسایهء دیوار به دیوار
منم اون مرغک عشقت روی دیوار

جوونیه و سادگیه و خوشگلی
عاشقیه و زندگی و دل دادگی
جوونیه و سادگیه و خوشگلی
عاشقیه و زندگی و دل دادگی
میاد بیرون مثل طلوع خورشید
مثل زُمرّدی که در شبانگاه
میزنه آتش به دلم اون نگاه
آه چه کردم که کردم نگاه
آه چه کردم که کردم نگاه

میگم که این ماه است که از در اومد
قامتِ زیباشو ببین دراومد
میگم که این ماه است که از در اومد
قامتِ زیباشو ببین دراومد

(عربی)
والله انتی حبّک یا حبیبی
والله انت حبّک یا حُباتی
والله انا احبک انتی عمری
یـــــا حبیبـــــــی
یـــــا حبیبـــــــی

جوونیه و سادگیه و خوشگلی
عاشقیه و زندگی و دل دادگی
جوونیه و سادگیه و خوشگلی
عاشقیه و زندگی و دل دادگی
میاد بیرون مثل طلوع خورشید
مثل زُمرّدی که در شبانگاه
میزنه آتش به دلم اون نگاه
آه چه کردم که کردم نگاه
آه چه کردم که کردم نگاه

میگم که این ماه است که از در اومد
قامتِ زیباشو ببین دراومد
میگم که این ماه است که از در اومد
قامتِ زیباشو ببین دراومد
میگم که این ماه است که از در اومد
قامتِ زیباشو ببین دراومد


۶-نازنینم:
 
نازنینم ,نازنینم,به خدا عاشق ترینم
نازنینم ,نازنینم,به خدا عاشق ترینم

هزاران گل تو گلخونه نشسته
شقایق و بنفشه دسته دسته
ولی عاشق تو ای نازنینم
به هیچ گلی به جز تو دل نبسته
ببین کوچ پرستو ها به سوته
سپیده اینه ای در روبه روته
همون عشقی که ما رو در به در کرد
عزیزم ,نازنینم عطر و بوته

برای توست که دشت پر از قشنگیست
تموم آسمون ها لاجورد یست
برای توست که رودخونه روونه
همینه تا افق رنگین کمونه
همینه تا افق رنگین کمونه

نبینم اشکی از چشمات بباره
کسی بر روی قلبت پا بذاره
بمیرم تا که اون روز و نبینم
تو چشمات نازنینم سایه ی غم
تو چشمات نازنینم سایه ی غم

همه بهار و بعد از تو شناختن
شب یلدا رو از موی تو ساختن
همون ها که ستاره نام گرفتن
از رو چشمای تو الهام گرفتن
تو خورشیدی که شب رو می سوزونی
تو برکه رو به دریا می رسونی
به هر جا پا بذاری تو بهاره
کویر زیر قدم هات سبزه زاره

بذار منت به من ای بهترینم
تا مثل خاک به زیر پات بشینم
به در گاه خداوند من چه کردم
که از لطفش به من داد نازنینم
که از لطفش به من داد نازنینم
که از لطفش به من داد نازنینم

۷-مادر:
 
مادر
بی تو تنها و غریبم
اتاق خالیم بی تو چه سرده
مادر
مادر خوب و قشنگم
بدون تو دل من پر درده
فضای خونه بی بوی تو هیچه
صدای تو هنوز اینجا می پیچه
مادر ... مادر
هنوزم تو دلم تموم قصه هات جوونه
خاله سوسکه دیگه شعر آشتی مثل قدیما نمی خونه
مادر ... مادر
شبا با صدای لالایی های تو خوابیدم
لالایی مادرم حالا نوبت توست
تو بخواب امیدم
مادر ... مادر

۸-نامه:
 
اگر نامه ای مینویسی به باران
سلام مرا نیز بنویس
اگر نامه ای مینویسی به خورشید
سلام مرا نیز بنویس
سلام مرا از دل کاهگل با باران
سلام مرا در شب سرد نومید
اگر نامه ای مینویسی به دریا
سلام مرا نیز بنویس
سلام مرا با اگرها ایا
به مرغان صحرا در ان جستجوها
سلام مرا نیز بنویس
اگر نامه ای مینویسی
سلام پر از شوق بر باد دادن ارزوه

۹-یادت نره:
 
میگن که تو اسمون
هر کس ستاره داره
میگن که جشن عشق
شبای پر ستاره
ببین ستاره من
یه عمره که براه
مثل من عاشق تو
عاشق یک نگاه
یادت نره یادت نره یادت نره دوست دارم
یادت نره یادت نره که من فقط تورو دارم
با من بمون همیشه
که بی تو بی ستارم
تو این دنیای بزرگ
فقط تورو دوست دارم
یادت نره که دستام
عاشق دستای تو
رو بالش خواب من
خیال و رویای تو
یادت نره........
یادت نره........
یادت نره که قلبم
هنوز طلسم تو
دروازه و کلیدش
فقط به اسم تو
دنیای من تویی تو
تو عشق و ایمان من
وقتی که اغاز تویی
قشنگه پایان من
یادت نره.......

۱۰- مانکن:
 
شیطون و بازیگوشه
هر روز یه رنگ میپوشه
شیک و قشنگ و نازه
حیف که فقط لجبازه
این دختره این دختره
که از همه دل میبره
یه مانکنه یه مانکنه
نگاش نکن مال منه
صبح که میشه دون دون
میرم توی محلمون
هر جا میرم حرف اونه
این روزا ورد زبونه
قشنگتر از برگ گل
خودش میدونه خوشکل
تنها تمنای دل
یه مانکنه يا مدله
این دختره یه مانکنه
که از همه دل میبره
.....................
میگن تو قصه عسلی
تو ارزوی این دلی
خودت میدونی خوشکلی
تو مانکنی یا مدلی
هم مانکنی هم مدلی
.....................
جنس موهاش ابریشمه
خاطر خواهاش یه عالمه
رو مخمل لبای اون
یه گل سرخ و شبنمه
خوشکل و سر به هوا
مردم از عشقش به خدا
به این همه برو بیا
مغروره و بی اعتنا

۱۱-نگاهم:
 
همیشه نگاهم به راهت میشینه
برا رفتن تو تب اخرینه
برا رفتن تو تب اخرینه
براهی که رفتی اگر سرنوشته
هنوزم نخونده رو قلبم نوشته
هنوزم نخونده رو قلبم نوشته
بهارم تو بودی, تبارم تو بودی
کتاب دلم را, تو با عشق ربودی
گناهم تو بودی, ثوابم تو بودی
به من هر چه دادی,دلم را ربودی

۱۲- غیره تو:
 
دل پاک و عاشقم توی دام تو رهاست
واسه غصه های من خنده های تو دواست
هر کی غیر تورو خواست
نصف عمرش بر فناست
دل من پیش تو
فکر و قلب تو کجاست
با دلم نکن غریبی که نگاهت اشناست
بگو مثل دل من عاشق و دیوونه کجاست
میریزم به زیر پاهات دل تو هر چی که خواست
تو بگو دوسم داری که دروغات که براست
هر کی غیر تورو خواست
نصف عمرش بر فناست
دل من پیش تو
فکر و قلب تو کجاست
دل پاک و عاشقم توی دام عشق رهاست
واسه غصه های من خنده های تو دواست
میریزم به زیر پاهات دل تو هر چی که خواست
تو بگو دوسم داری که دروغات که براست
زندگی به یکدم عاشقی با یک نگاست
من به فرمان توام هر چی تو میگی به جاست

۱۳-وقتشه:
 
حسرت دیروزرو نخور
در غم فردا نباش
یاررو در اغوش بگیر
لحضه ای تنها نباش
زندونی غم نباش
عزیز ماتم نباش
سرترو بالا بگیر
از هیچ کسی کم نباش
وقتشه با هم باشیم
یکدل و یکصدا شیم
با هم تو راه فردا
عاشق لحضه ها شیم
وقتشه با هم باشیم
یکدل و یکصدا شیم
عاشقیم ما جوونیم
اخر با حالاشیم
فریاد فریاد بزن رو پشت بوم
نگو میریزه ابروم
سپیده رو صدا کن
که عمر شب میشه تموم(2)
بخند به روی دنیا
بگو که خنده ازاد
قفس رو خالی بفروش
بگو پرنده ازاد
به راه راست نترسو
بگو دلت هر چی خواست
موسیقی و رقص و عیش
شادی مال جووناست

۱۴-سلام همسایه:
 
بیا با پاک ترین سلام عشق آشتی کنیم
بیا با بنفشه های لب جوی آشتی کنیم
بیا از حسرت و غم دیگه با هم حرف نزنیم
بیا بر خنده ی این صبح بهار خنده کنیم
گلدونا رو آب بدیم سلام همسایه رو جواب بدیم

بیا باور بکنیم رنگ گلهای وحشی رو
سرخی شقایق و عطر گل بنفشه رو
بیا این پرنده رو از قفسش رها کنیم
بیا باز آشتی کنیم اسم همو صدا کنیم
گلدونا رو آب بدیم سلام همسایه رو جواب بدیم

بیا فریاد بزنیم بهار سر سبز اومده
دل به دریا بزنیم دوره ی غم سر اومده
بیا باور بکن و پرنده رو رها بکن
بیا آشتی بکن و اسم منو صدا بکن
گلدونا رو آب بدیم سلام همسایه رو جواب بدیم

بیا فریاد بزنیم بهار سر سبز اومده
دل به دریا بزنیم دوره ی غم سر اومده
بیا باور بکن و پرنده رو رها بکن
بیا آشتی بکن و اسم منو صدا بکن
گلدونا رو آب بدیم سلام همسایه رو جواب بدیم
 
 
پیام بزارید خوشحال می شم!!!!
نوشته شده توسط رضا | لینک ثابت |

جوونی 

موضوع: یکشنبه پنجم تیر 1384 18:17

بازم سلام بر خوش سلیقگان یعنی طرفداران محمد و حبیب محبیان.

صفحه ی ویژه ی آلبوم جوونی:

نظرسنجي
کدام آهنگ اين آلبوم رو بيشتر دوست داريد؟

Ghasam
Naz nakon
Bia
Doroogh
Javuni
Nazaninam
Madar
Yadet nare
Nameh
Monkan
Negaham
Gheire to
Vaghteshe
Salame hamsaye

دانلود آلبوم جوونی:

برای سفارش و خرید ارجینال این آلبوم اینجا کلیک کنید

 

برای گوش دادن آهنگها رو اسم آنها کلیک کنید

محمد 

 
01 - Ghasam
02 - Naz_Nakon
03 - Bia
04 - Dorough
05 - Javuni
06 - Nazaninam
07 - Madar
08 - Yadet Nareh
09 - Nameh
10 - Monkan
11 - Negaham
12 - Gheyreh To
13 - Vaghtesheh
14 - Salame Hamsayeh
15 - Bia(Blub Mix)
16 - Yadet Nareh(Blub Mix)
17 - Salame Hamsayeh(Blub Mix)

 

 

آهنگ جوونی در اوایل دو بیت عربی داشت که حذف شد نمی دونم چرا ولی این آهنگ زیر با دو بیت عربیش هست:

جوونی باکیفیت خوب(۱۶۰Kbps)

جوونی با کیفیت پایین و دانلود سریعتر(۱۲۸Kbps)

جوونی با فرمت WMA

 

عکسهای از جوونی:

 

 

 

معرفی یک آهنگ:

نام آهنگ:جوونی             نام خواننده:محمد                   آلبوم:جوونی

آهنگساز:حبیب                    ترانه سرا :حبیب                 تنظیم:شوبرت آواکیان

متن شعر(Liryk):

منم اون همسایهء دیوار به دیوار
منم اون مرغک عشقت روی دیوار
منم اون همسایهء دیوار به دیوار
منم اون مرغک عشقت روی دیوار
منم اون ساده دلِ عاشق بی باک
منم اون برگ گلِ تازه و نمناک
منم اون همسایهء دیوار به دیوار
منم اون مرغک عشقت روی دیوار

جوونیه و سادگیه و خوشگلی
عاشقیه و زندگی و دل دادگی
جوونیه و سادگیه و خوشگلی
عاشقیه و زندگی و دل دادگی
میاد بیرون مثل طلوع خورشید
مثل زُمرّدی که در شبانگاه
میزنه آتش به دلم اون نگاه
آه چه کردم که کردم نگاه
آه چه کردم که کردم نگاه

میگم که این ماه است که از در اومد
قامتِ زیباشو ببین دراومد
میگم که این ماه است که از در اومد
قامتِ زیباشو ببین دراومد

(عربی)
والله انتی حبّک یا حبیبی
والله انت حبّک یا حُباتی
والله انا احبک انتی عمری
یـــــا حبیبـــــــی
یـــــا حبیبـــــــی

جوونیه و سادگیه و خوشگلی
عاشقیه و زندگی و دل دادگی
جوونیه و سادگیه و خوشگلی
عاشقیه و زندگی و دل دادگی
میاد بیرون مثل طلوع خورشید
مثل زُمرّدی که در شبانگاه
میزنه آتش به دلم اون نگاه
آه چه کردم که کردم نگاه
آه چه کردم که کردم نگاه

میگم که این ماه است که از در اومد
قامتِ زیباشو ببین دراومد
میگم که این ماه است که از در اومد
قامتِ زیباشو ببین دراومد
میگم که این ماه است که از در اومد
قامتِ زیباشو ببین دراومد

پیام یادتون نره!!!!!!!!!!!!

نوشته شده توسط رضا | لینک ثابت |

حبیب با مکابیز(Purple Sky) 

موضوع: شنبه چهارم تیر 1384 21:55

اینم آلبوم جدید مکابیز با نام (Purple Sky) که یک آهنگ با حبیب خونده

 

Purple Sky

آلبومPurple sky:

اینم آخرین آهنگ حبیب که با مکابیز همخونی کرده به همراه متن شعرش:

من خودم خیلی این آهنگ رو دوست دارم چون ازش خیلی خاطره دارم به شما هم پیشنهاد می کنم حتما دانلود کنید

کیفیت MP3 -128Kbps

[   ] 01-Har kaso bishtar doost dari.mp3 3.6M  
[   ] 02-Nafase Akhar.mp3 3.7M  
[   ] 03-Mano Bebar.mp3 3.4M  
[   ] 04-Saghfe Kabud.mp3 3.9M  
[   ] 05-Behesh begoo.mp3 4.8M  
[   ] 06-Ashena.mp3 3.2M  
[   ] 07-Toro tanha nemizaram.mp3 4.1M  
[   ] 08-Begoo.mp3 3.1M  

 

کیفیت WMA - 32Kbps

[   ] 01-Har kaso bishtar doost dari.wma 963K  
[   ] 02-Nafase Akhar.wma 1.0M  
[   ] 03-Mano Bebar.wma 905K  
[   ] 04-Saghfe Kabud.wma 1.0M  
[   ] 05-Behesh begoo.wma 1.2M  
[   ] 06-Ashena.wma 853K  
[   ] 07-Toro tanha nemizaram.wma 1.1M  
[   ] 08-Begoo.wma 827K  

موزیک ویدیو ها:

برای باز کردن ویدیو ها به برنامه Winrar احتیاج دارید

پسورد ویدیو ها:www.persianpulse.com

۱-هر کسو بیشتر دوست داری

۲-نفس آخر

۳-منو ببر

۴-بهش بگو

۵-آشنا

۶-تو رو تنها نمی زارم

 

 

متن شعر هر کسو بیشتر دوست داری:

قلب منو از تو جدا هرگز نکرده هیچکسی تو سهمی از وجودمی نگو به من نمیرسی
نگو که بین من و تو نشسته سایه ی کسی
نگو که از من دور شدی نگو به من نمیرسی
هر کسو بیشتر دوست داری زودتر دلتو میشکنه اونی که فکر نمیکنی آتیش به قلبت میزنه
من از تو دست نمیکشم از عشق تو نمیگذرم ای آرزوی اولم تو هستی عشق آخرم به جز تو اشکای منو هرگز ندیده هیچکسی حالا که در تو گم شدم نگو به من نمیرسی .نگو به من نمیرسی
هر کسو بیشتر دوست داری زودتر دلتو میشکنه اونی که فکر نمیکنی آتیش به قلبت میزنه
آتیش به قلبت میزنه

 

معرفی یک آهنگ:

نام آهنگ:آتش                        نام خواننده:حبیب                   آلبوم:صفر

آهنگساز:حبیب                    ترانه سرا :-----------------                 تنظیم:------------

متن شعر(Liryk):


ای دیر بدست آمده زود برفتی
آتش زدی اندر منو چون دود برفتی

چون آرزوی تنگدلان دیر رسیدی
چون دوستی سنگ دلان زود برفتی

زان پیش که در باغ وصال تو دل من
از داغ فراغ تو مرا سوت برفتی

ناگشته من از بند تو آزاد بجستی
ناکرده مرا وصل تو خشنود برفتی

آهنگ به جان من دل سوخته کردی
چون در دل من عشق بیافزود زود برفتی


پیام یادتون نره!!!!!!!!!!!!

نوشته شده توسط رضا | لینک ثابت |

آفتاب مهتاب 

موضوع: پنجشنبه دوم تیر 1384 20:13

بازم سلام بر خوش سلیقگان یعنی طرفداران محمد و حبیب محبیان.

عکس از حبیب:

 

بر روی عکس زیر کلیک کنید تا با اندازه بزرگتر ببینید

 

آلبوم آفتاب مهتاب با صدای دل نشین حبیب: 

آفتاب مهتاب
 
دانلود آهنگ:
 
آهنگ گلاله با کیفیت ۱۲۸
 
برای گوش کردن آهنگ ها روی عکس جلوی هر آهنگ کلیک کنید

نام آهنگ

دانلود 

01- آفتاب مهتاب

گوش کنید

02- عزیزم

گوش کنید

03- چرخ و فلک

گوش کنید

04-دلم دریای خون

گوش کنید

05-خوشگل من

گوش کنید

06-گُلاله

گوش کنید

 

آهنگهای قشنگ تر:آفتاب مهتاب-خوشگل من-گلایه

معرفی یک آهنگ:

نام آهنگ:خانه کوچک             نام خواننده:حبیب          آلبوم:خانه ی کوچک

آهنگساز:حبیب                    ترانه سرا :----------------                 تنظیم:--------------

متن شعر(Liryk):

تو به من خند يدی و نمي دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسايه
سيب را دزديده ام

تو به من خنديدي و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه
همسايه سيب را دزديده ام
باغبان از پی من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلودی به من کرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
تو رفتی و هنوز سالهاست که
در گوش من آرام آرام
خش خش گامهای تو تکرار کنان
می دهد آزارم و
من انديشه کنان
غرق اين پندارم که چرا
خانه کوچک ما سيب نداشت
خانه کوچک ما سيب نداشته

تو به من خنديدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه
همسايه سيب را دزديده ام
تو به من خنديدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه
همسايه سيب را دزديده ام
باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلودی به من کرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
تو رفتي و هنوز سالهاست که
در گوش من آرام آرام
خش خش گامهای تو تکرار کنان
مي دهد آزارم و
من انديشه کنان غرق
اين پندارم که چرا
خانه کوچک ما سيب نداشت
خانه کوچک ما سيب نداشت

پیام یادتون نره!!!!!!!!!!!!

نوشته شده توسط رضا | لینک ثابت |


About
I'm in Yahoo...
Google Searcher
Search in all the world & web with Google Search

Copyright 2006 - Designer: Holeleh.blogfa >REZAkabir